الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
166
الهيات در نهج البلاغه (فارسى)
شرك ، اهميّت دارد و در اين مورد با مشركان كه براى خدا شريك قائلاند و يا كسانى كه قائل به مبدأ خير و شر و يزدان و اهريمن و يا قائل به حلول خدا در غير يا قائل به ارباب انواع شدهاند و كسانى كه خدا را مركّب شمردهاند مانند نصارى « 1 » ، و بالأخره فِرَق مجسِّمه كه از جاهلترين آنها در عصر ما فرقهء وهّابيّه هستند ، سخن گفته مىشود . در ناحيهء عمل كه فرع همان عقيده و فكر است ، آنچه اهميّت دارد پرستش خداى يگانه و پرهيز از پرستش و اطاعت غير اوست كه اوّلى از استقامت و صحّت فكر و توحيد و معرفت الهى صحيح منبعث مىشود ، و دوّمى يعنى شرك در عبادت ، از شرك فكرى و اعتقادى و عقايد سخيف و باطل برمىخيزد ، و در حقيقت نهى از عبادت غيرخدا ، نهى از عقايد سخيفهاى كه موجب اين عبادت مىشود نيز هست . در قرآن مجيد ضمن آيات متعدّدى ، توحيد فكرى و اعتقادى مورد توجّه واقع شده است مانند اين آيات : قُل يا أَهلَ الكِتابِ تَعالَوا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَينَنا وَ بَينَكُم أَلّا نَعبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَ لا نُشرِكَ بِه شَيئاً وَ لا يَتَّخِذَ بَعضُنا بَعضاً أَرباباً مِن
--> ( 1 ) . چنان كه از اين آيات قرآن مجيد استفاده مىشود : « لَقَد كَفَرَ الَّذينَ قالوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ المَسيحُ ابنُ مَريَمَقُل فَمَن يَملِكُ مِنَ اللَّهِ شَيئاً إِن أَرادَ أَن يُهلِكَ المَسيحَ ابنَ مَريَمَ وَ أُمَّهُ وَ مَن فِى الأَرضِ جَميعاً » ( مائده ( 5 ) آيهء 17 ) ، « لَقَد كَفَرَ الَّذينَ قالوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ المَسيحُ ابنُ مَريَمَ » ( آيهء 72 ) و « لَقَد كَفَرَ الَّذينَ قالوا إِنَّ اللَّهَ ثالِثُ ثَلاثَةٍ وَ ما مِن إِلهٍ إِلّا إِلهٌ واحِدٌ » ( آيهء 73 ) ، نصارى برخى مسيح را خدا و برخى خدا را ثالت ثلاثه مىدانند ، و ظاهر آيات اوّل و دوم اين است كه مسيح را اللَّه و ذات مستجمع جميع صفات كماليّه مىگفتند كه سخافت و بطلان آن از بديهيّات است و آيهء سوم دلالت دارد بر اينكه خدا را مركّب مىدانند چون قائل به اقانيم ثلاثه مىباشند و به قول « كالوَن » ذات الوهيّت را ثلاثى التّوحيد يعنى ثلاثه فى احَد مىگويند ( كتاب اللَّه ، نوشتهء جيمز كوليبر ، ترجمهء فؤاد كامل به عربى ، ص 30 ) .